سایت خبری تحلیلی تابناک فرهنگی

کد خبر: ۹۷۹۵
تاریخ انتشار: ۱۹ تير ۱۳۹۷
دنیا تاریخچه ای ، دست‌کم چهار صد ساله در عرصه رمان مدرن دارد و خیلی زودتر از ما با ویژگی‌های آن دست و پنجه نرم کرده و اسم ها در کرده و به تکامل و شکوفایی بی نظیری از قرن ۱۹ بدین سو رسیده است .
تابناک فرهنگی :
در حالی که دنیا تاریخچه ای ، دست‌کم چهار صد ساله در عرصه رمان مدرن دارد و خیلی زودتر از ما با ویژگی‌های آن دست و پنجه نرم کرده و اسم ها در کرده و به تکامل و شکوفایی بی نظیری  از قرن ۱۹ بدین سو رسیده است .کشور ما با آن همه سابقه تاریخی و تعلیمی و تلمیح  از رمان مدرن جا مانده است و از سوی دیگر رمان مدرن با موانعی از سوی جامعه  روبرو بوده و یا فرهنگ سنتی و دینی ایران برخی از مسائل آن را نپذیرفته است.

آن چنان که  که گفته شده مثلاً مسالک المحسنین از سوی علما  تحریم شده و حتی نیروهای سیاسی هدایت را به فاصله ی سال های ۱۳۰۹ تا ۱۳۱۴ از نوشتن باز داشته اند و هنوز که هنوز است کتاب هایش بدون ممیّزی قابل چاپ نیست و بوف کور و حاجی آقا را در هیجدهمین نمایشگاه بین المللی کتاب ممنوع شد .

از دوران اوج نویسندگی مدرن در دنیا ؛ ما به " سرگذشت حاجی بابای اصفهانی  " دلخوشیم که اگر تعریف پرطمطراق ملک الشعرای بهار ، خیالمان را مطمئن نمی‌کرد ، می‌شد  به شواهد ،  مجال قد افراشتن داد که مبتنی هستند بر این که این کتاب ارزشمند نوشته یک انگلیسی است و دیگر چشم و چراغ آثار ما در این دوره ، مسالک المحسنین طالبوف است که خود از این حیث که در محدوده ی جغرافیایی ایران نوشته نشده ، محل تامل است .

از ویژگی های ادبیات مدرن ؛ کوچه و خیابانی بودن آن ، نمود زن ها (عریانی و بعضا رفتار های جنسیتی) در آن ، انسان گرا بودن ، راوی اول شخص بودن و تاتی تاتی به سوی ژانر نویسی رفتن آن است .

بدیهی ست  حسنک وزیر و عاشقانه ی بیژن و منیژه و چهل گیس و هفت خوان رستم به این گونه رمان ربطی ندارد و به مثابه ی داشتم داشتم است .
وقتی بپذیریم که در این آسیاب ؛ به مدد هدایت و چوبک و علوی بزرگ و شاگردانشان فقط یک مثقال آرد داریم بهتر می‌توانیم رمان را از چنبره ی سیاست بازی‌ها و هر آنچه موجب کندی و ضعف قلم می شود باز رهانیم ؛ چرا که آن سان که " وایلد " می گوید : " کتابی که دنیا غیر اخلاقی خطابش می کند ؛ کتابی است که ننگ دنیا را آشکار می‌کند " .

 راه که باز می شود حواسمان جمع می شود که بابا جان! مثلاً ادبیات فرانسه با آن ویکتور هوگوی ستودنی ، قرنهاست که از ما جلوتر است  و راه میانبری نیست . باید با تکیه بر مطالعات پیشانگارشی به قلم ، آزادی ها سپرد تا بر مدار خلاقیت بگردد و با نیم نگاهی به پیرنگ های کهنه بنیان فرنگی ها رو به جلو پرواز کند .

پیرنگ ؛ چرایی حوادث و داستان است و در مسیر تکامل از مردمانی شروع شده که به سبب شکار در سفر بوده‌اند و در حالت غنی‌تر ، سیرِ یکی شدن ها و سیمرغِ سی مرغ عطار و هفت خوان رستم شدن .

در مرحله بعد با یکجانشینی بشر پیرنگ داستانی هم دستخوش این سکونت شده و در عین حال به شخصیت ها و موقعیت ها بیشتر پرداخته شده است .اما پیرنگ بزرگ شهر که با پیشرفت صنعت شکل گرفت ؛  تلفیقی تکاملی  از سفر و مالکیت بود ؛ در نتیجه هم به شخصیت‌ها و موقعیت‌ها مبسوط می‌پرداخت و هم ژرفای  آنها را می کاوید و  این جولانگاه ادبیات مدرن دنیا بود که در صد سال آخر هزاره دوم رواج یافت .

در این زمان بیش از دویست سال اوج شکوفایی رمان در دنیا بود ؛ حال آن که ایران از این مجال بی بهره بود و هنوز وامدار ادبیات مدح گونه و فرمایشی بود که خصوصیت بارزش برای اصحاب قلم این بود که دست کم از آن نانی به دست می‌آوردند .

اروپا که با این پیرنگ بزرگ سفر و سکونت توأمان پیش می رفت ، از وقوع دو جنگ جهانی چنان شوکه شد و روی از علم و شهرنشینی بر کند که دردم والد دو مولود " خرده پیرنگ و ژانر " گردید که اولی نویسندگان بزرگ و درونگرایی چون وولف و کافکا و جویس را پروراند .

آن ها روی در نقاب عزلت کشیدند و آنچه تولید کردند را نیز مخصوص خود و همفکران خود دانستند و عامّه ی مردم را به آن راه ندادند و در امتداد آن نوشتن و خواندن رمان را با واکاوی شخصیت و موقعیت عرضه کردند  . همین جا بود که کسانی از دانشگاه و روزنامه پیدا شدند که در قبال گرفتن پولی این آثار را عامّه پذیر نمودند .

در این زمان رمان مدرن توسط صادق خان هدایت به ایران رسید که آن هم در فرانسه نوشته شده و در هند آن هم با آن صورت آماتور به طبع رسیده بود و اگر نبود " جویس " که هدایت از آثارش الهام بگیرد و اگر نبود تاثیر متقابل هدایت بر ادبیات مینوی و مینوی بر شناساندن شاهکار هدایت از تریبون بی بی سی که آن زمان با فرزاد در آن به کار بودند ؛ معلوم نیست بوف کور با سیستم محفل محورِ ادبیات داستان نویسی ایران چگونه خود را می نمایاند .

هر چند که بعدها در دهه ی هشتاد فیلم درم بخش در داخل و فیلم روئیز در فرانسه از روی دست بوف کور آن را بیش از پیش به جامعه ی هنر بازگرداند .
با این حال به دلیل نپرداختن جامعه ی دانشگاهی به ادبیات مدرن هنوز که هنوز است بوف کور برای فهمانده شدن به تفسیر اهل فن نیازمند است . 

که همین وادی خرده پیرنگ مبتنی بر روشنفکری با رابط استاد و دانشگاه است که ظاهرا بنا نداریم از آن به در آییم .

اما دسته دیگر از آثار که عامّه پذیرتر هستند ؛ به خواننده لذت مستقیم خواندن را می دهد و به شخصیت و موقعیت هم عرض و طول کافی می‌دهند ؛ به پیرنگ ژانری معروف شده است که تنها رابطش با خواننده ، ناشر است و از این حیث که لذت خوانده شدن و تفسیر به رای خواننده را به او می‌دهد در جایگاهی عالی قرار می‌گیرد .

اما اینگونه رمان‌نویسی یا ژانر که فنی ترین نوع به کار بردن فنون نویسندگی است ؛ در کشور ما بازتابی نداشته و به آن بال و پری داده نشده است ؛ آن چنان که هنوز فاقد  گونه هاو دسته بندی های مختلف رمان هستیم و به دلیل همین عدم تنوع و  دسته‌بندی ، عرضه اندک و تقاضای متروک ، نویسنده ، بی پول مانده است .

نه تنها دویست سیصد سال از ادبیات دنیا عقبیم ؛ که از این حیث  در چالشیم و هنوز دسته بندی مدرنی مثل جنایی ، وحشت ، فانتزی ،  احساساتی ، تریلر ، تخیلی و ... نداریم  و برای ورود به عالم ژانر نویسی به آن نیازمندیم .

از طرفی تفسیر بعد از چاپ کتاب ، به گونه ای  کلاسیک است و برای جذاب شدن داستان ها  به نظریه پردازی های دانشگاهی نیاز است .
چه ؛ در این مسیر یک دست و دو دست خلاقانه اعتباری نمی افزاید و نیاز به کار کرد آکادمیک و تحلیل بار برای روشنایی مسیر نوشتن نویسندگان جوان می باشد .

حمیده سادات جعفری

اخبار مرتبط
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: