سایت خبری تحلیلی تابناک فرهنگی

کد خبر: ۹۵۳۲
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۹۷
انکار جنگ فرهنگی از بعد نیست انگاری آن که در نسل مدیران پس از جنگ کما بیش در عرصه ی کلام و عمل التزام خاصی بدان مشاهده می شود ، از آن جاست که مدیران عالی فرهنگی ، بسیاری از اعضای شوراها و نهادهای ارزیاب و سیاست گذار فرهنگی و حتا برخی وکلای مجلس در همه این سال ها نتوانسته اند به جنگ فرهنگی ایمان بیاورند.
تابناک فرهنگی:سال هاست که موضوع جنگ فرهنگی ،به عنوان یکی از مظلوم ترین هشدارهای رهبری عزیز انقلاب اسلامی در کشور مطرح بوده و مجموع سه دولت سازندگی ، اصلاحات و مهرورزی عملکردهای متفاوتی در مقابل آن داشتند که البته در حوزه ی نتیجه گیری تقریبا برابر بوده است.
به عبارتی موضوع عدم اعتقاد به جنگ فرهنگی که در این ماه ها به عنوان یکی از شاه کلید های فهم فرهنگی دولت مطرح شده است  بازگشایی یک پرونده ی قطور به نام دولت ها و جنگ فرهنگی است.

این پرونده دارای سه وجه بسیار مهم است که برای فهم بهتر آن باید بدان به صورت تفکیک شده پرداخت.

الف) بعد فرهنگی و دانشگاهی
یکی از مهمترین موضع گیری های که در مقابل واقعیت جنگ فرهنگی  در بیست ساله اخیر صورت گرفته است ، انکار جنگ فرهنگی از جبهه توهم انگارانه آن است.
این دیدگاه شاید بیش از هر چیزی به وابستگی بی قید و شرط آموزش عالیه کشور و بنای علوم انسانی دانشگاه ها به مبانی غربی آن مرتبط است.

البته این رویارویی اندیشه وران ایرانی که به تعبیر فرانسوی آن،روشنفکران دانشگاهی هستند با چارچوب های بنیادی علوم از پیش آموخته ی خود، امر دشواری است که سابقه ی آن نه در سال های اخیر، بلکه از سال ها پیش از انقلاب می توان آن را در مباحث سید احمد فردید و غربزدگی جلال آل احمد یافت.

انکار جنگ فرهنگی از بعد نیست انگاری آن که در نسل مدیران پس از جنگ کما بیش در عرصه ی کلام و عمل التزام خاصی بدان مشاهده می شود ، از آن جاست که مدیران عالی فرهنگی ، بسیاری از اعضای شوراها و نهادهای ارزیاب و سیاست گذار فرهنگی و حتا برخی وکلای مجلس در همه این سال ها نتوانسته اند به جنگ فرهنگی ایمان بیاورند.

مدیران مذکور همان دانش آموختگان دانشگاهی هستند که دانش خود را هرچند با روبنا و احساسات مقدس دینی بر زیر بناهای غربی آموخته بودند و به همین دلیل نمی توانستند عملا بپذیرند که پدر معنوی دانش شان  به قصد جنگ حتا دانشش را در اختیار جامعه ی میزبان قرار می دهد و فی المثل  اگر عمرانی در کلمه استعمار وجود دارد ، این عمران تهاجم است تا عمران آزادی.

پس همان طوری که امام راحل (ره) فرموده بودند که تا دانشگاه اصلاح نگردد ،جامعه اصلاح نمی شود. موضوع «توهم توطئه» و انکار مفهومی موضوع تهاجم فرهنگی که گاه به صورت نظری  و بیشتر به صورت عملی  در گفتار مدیران و کارشناسان این حوزه مورد تکیه بوده است ،تا امروز همچنان ادامه یافته است. به نوعی که اگر چنانچه شخصیت سیاسی مانند هیلاری کیلینتون نیز در مصاحبه اکتبر سال جاری میلادی اعتراف کند و یا بسیاری از علمای علم ارتباطات و نظریه پردازان منتقدی چون نوام چامسکی نیز این واقعیت را به عناوین مختلف تایید کنند ، بسیاری از روشنفکران دانشگاهی نمی توانند به باور مورد تهاجم قرارگرفتگی – مانند هر کسی که مورد تهاجم قرار می گیرد و با تمام وجود برای بقای خود می جنگد – برسند و ممکن است مانند سال های تلخ جنگ سرد به انتقاد از روند فرهنگی غرب  ،برچسب چپ گرایی بزند.
موضوع انکار عملی و نظری جنگ فرهنگی  در این عرصه تا پایان پروسه اصلاح واقعی علوم انسانی ادامه دارد.

ب) بعد مدیریتی
یکی از بخش های بسیار مهمی که در انکار جنگ فرهنگی و یا بازی های لفظی با آن دخیل است موضوع کفایت مدیریتی است.بی شک در سال های پس از پیروزی انقلاب اسلامی که از جانب شهید مظلوم دکتر بهشتی(ره) به حق انقلاب فرهنگی نام گرفت. یکی از سنگین ترین هزینه های صورت گرفته در سطح کشور حتا در سال های دشوار جنگ تحمیلی هزینه کرد بودجه های فرهنگی بوده است.
حال در میان کشوری که از وزارت نفت تا سازمان گوشت و رادیاتور سازی آن همه ساله بودجه هایی برای بحث فرهنگی هزینه شده است ،  و ده ها نهاد فرهنگی ریز و درشت آن در سال هزاران میلیارد ریال بودجه عمومی کشور را جذب و مصرف می کنند چرا باید از ظهور یک شبکه" فارسی وان" و یا" من و تو" باید ترسید و لرزید؟
این سوالی است که ساده ترین پاسخ به آن ،دست کاری اصل سوال است.در واقع بسیاری از دولت ها و نهادهای فرهنگی خارج از دولت در مقابل چنین وضعیتی به جای پاسخ های منطقی و قبول اشتباهات فاحش در تصمیم سازی، برنامه ریزی و اجرای درست برنامه های فرهنگی به کار لفاظی می پردازند و به قول عموم مردم آسمان و ریسمان را به هم می بافند که اساسا ماهیت جنگ فرهنگی به فلان دلیل و فلان مدرک درست است یا غلط؟یا این که دشمن ما که در حوزه ی رسانه ای جنگ نرم برای ما راه انداخته است اساسا دارای فرهنگی هست یا فرهنگ ندارد!
به ویژه این که در این راستا برخی از مدیران سخنوران قابلی هستند و نهایتا در راستای این که معلوم نشود که چقدر فرصت ها از دست رفته و چه بودجه هایی هدر . شروع می کنند به مقایسه ی فرهنگ 7000 ساله ما و فرهنگ 300 ساله فلان جای جهان و اتفاقا نتیجه می گیرند که اصلا حریف عدد عرض اندام جلوی ما نیست و اصلا در مقابل او فاقد فرهنگ است.
و یا با بیان این که در جامعه به اصطلاح آن خواننده "همه چی آرومه، همون خوشحالیم" هیچ دغدغه ی نگران کننده ی فرهنگی وجود ندارد و همه شاداب در حال طی کردن گام های پیشرفت هستند.

ج) رقابت های سیاسی و تبلیغاتی
یکی از بخش های بسیار مهم در بازخورد منفی و یا مثبت در مقوله جنگ فرهنگی موضوع بسیار مهم رقبات های سیاسی و تبلیغاتی جناح هاست.
به طور مثال در سال های بعد از خرداد 76 گرچه طیف اصلاحات به دلیل مشی روشنفکری خود اساسا میانه ای با موضوع تهاجم فرهنگی نداشت اما برای رای آوری در مجلس ششم ، اقدام به افشای اسنادی کرد که نشان می داد بودجه های مبارزه با تهاجم فرهنگی در همان سال ها در اردوگاه مدیریتی رقیب صرف برگزاری ایستگاه صلواتی و خرید نخود و لوبیا شده است و پس از قرائت چنین تفریغ بودجه ای ندای واویلتا در باره موضوع تهاجم فرهنگی سر داده بود.
توجه به این مثال و مثال های مشابه درباره ی برخورد دولت های پس از جنگ به مقوله ی تهاجم فرهنگی به خوبی مبین آن است که لفاظی و نیست انگاری موضوع تهاجم فرهنگی بیش از هر چیزی منبعث از همان فضای سیاست زده ی قدرت طلبی است که بارها توسط مقام معظم رهبری درباره ی آن هشدار داده شده است.
قدرت طلبی و دنیا خواهی  و ترجیح دادن منافع جناحی و حزبی به جای منافع ملی در عرصه های مختلف باعث انکار واقعیت ها و یا پر رنگ کردن نقائص با اهداف غیر الهی و غیر انقلابی بوده است.
به گونه ای که در زمان زمامداری گروهی ، گروه رقیب درصدد پر رنگ کردن نقائص اجتماع برآمده و پس از رای آوردن همین گروه ، انقلابی گری خود را بروکراتیزه کرده و پس از مدتی از وضع موجود با رسانه ها و منابع خود دفاع می کند و در این راستا به خاطر این که نگذارد شاخصه های منفی بر افکار عمومی تاثیر بگذارد اصل شاخصه ها را زیر سوال ببرد و به عبارتی دیگر صورت مسئله را تغییر دهد.

نکته ی جالب این که چنین وضعیتی نه بین دولت های مختلف بلکه در بین برخی مدیران یک دولت که به نوبت عزل و نصب می شود نسبت به یکدیگر هم وجود دارد و نتیجه ی آن چیزی جز از بین رفتن منابع و سوء استفاده ی دشمن نیست.

چنین فضایی است که مسئولان را به زدن حرف های متفاوت و بی ثمر و بردن افکار عمومی به حاشیه ها بدون پرداختن به متن قضیه وادار می کند و در نتیجه در زمانه ای که سالیانه میلیاردها دلار صرف براندازی فکری، عقیدتی و افول اخلاقی جوانان و نوجوانان این کشور می شود شاهد رخوت و کسالت بسیاری از نهادها و مشغولیت سایرین به انجام کارهای تشریفاتی و بی ثمر هستیم.

محی الدین صبا
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: