سایت خبری تحلیلی تابناک فرهنگی

کد خبر: ۹۴۲۳
تاریخ انتشار: ۱۳ خرداد ۱۳۹۷
به استقبال دهه پنجم انقلاب اسلامی
پنجمین دهه از حیات طیبه نظام اسلامی که همزمان با شروع سی امین سال فقدان امام راحل(ره) همراه است ، در حالی شروع می شود که جمهوری اسلامی برای بقا نیازمند انتقال صحیح و درست میراث امام به نسلی است که امام را از نزدیک ندیده و از لابلای روایت هایی که گاه هم در صدد تحریف امام است، باید او و نهضت مقدسش را درک کند.
جامعه شناسان درباره‌ی ویژگی‌ جامعه‌شناختی بررسی اسطوره‌ها و شخصیت‌های بزرگ آئینی و تاریخی به نکته‌ی ظریفی اشاره دارند.

از نظر آن ها  برداشت هرکسی از یک شخصیت مقبول و محبوب وابسته به انگیزه‌های خود او و نیازی است که تحلیل کننده در زمان خود احساس می‌کند.

شاید به همین خاطر است که بزرگان ذی‌وجوه سرزمین ما با قرائت‌های متفاوتی خوانده می‌شوند که هریک از این قرائت‌ها ممکن است غلط نباشد، اما نمی‌تواند همه‌ی حقیقت باشد.

تصویر شخصیت‌های ملی و دینی ما به ویژه از سوی کنش‌گران سیاسی همواره با این قرائت دل‌خواه بوده، فلذا به همین دلیل است که شهیدچمران یا برای یک اصلاح‌طلب با یک اصول‌گرا متفاوت است.

امام موسی صدر مبارزین و اهل مقاومت ،بنیان گذار حزب الله و امل است و برای روشنفکران همو عیسی مسیح محرومین و نماد صلح و مدارای مذهبی .برای اهل مقاومت و مبارزه یک زاهد خاک نشین حرکت المحرومین است و برای برخی دیگر ، همان روحانی بلند بالا و خوش لباسی که نه تنها با رفاه مخالف نیست ، بلکه استفاده از مواهب الهی و نعمت های نوین زندگی و زیبایی هایش را مطلوب می داند.

با این مقدمه بی‌شک با توجه به شخصیت عظیم  امام عزیز ما به عنوان یک مبنا برای نظام جمهوری اسلامی این گفتگوها و مصادره به مطلوب‌ها به نحو جدی‌تری صورت می‌گیرد تا جایی که کمتر از سه دهه بعد از امام با موضوع جدی تحریف امام روبرو هستیم.

گفتگوها تا حدی حتی بین افرادی که امام را از نزدیک درک کرده‌اند،نیز چالشی است.در این نگره‌ها امام در مقابل امام مطرح می‌شود.

امام ساده‌زیست در مقابل امامی که جلوی زهدفروشی متحجران ایستاده‌اند.

امام استقلال‌طلب در مقابل امامی که تمدن نوین بشریت را پذیرفته و در مرئی و منظر جهانیان از مفاهیم جهانی مانند دموکراسی و جمهوریت  سخن می گوید.

امام آزادی خواه و منعطف در مقابل تکثر نظرات و روش ها و منش ها در مقابل امامی که برای او چارچوب‌های غیر قابل تغییر و سازش دارای اولویت همبشگی است.

امام آرمان‌گرا و مبارزه در مقابل امامی که به واقعیت‌ها و محدودیت‌ها توجه عملگرایانه دارد و در نهایت مسئولیت آن چه اتفاق می افتد - چه برابر آرمان ها باشد و چه کنار آن  - را می پذیرد.

امام قانون‌گرا در مقابل امامی که خود مبنای قوانین است.

فقیه نوگرا و ضد تحجر در مقابل فقیهی که از فقه سنتی عدول نمی‌کند.

جلوه‌های متفاوتی که گرچه تقویت کننده زمینه‌های اجتهادی اندیشه‌های این شخصیت بزرگ و تاریخ‌ساز است اما حقیقت وجودی‌اش را در دل جدال آنهایی که می‌خواهند سرنوشت انقلاب را در نیمه دوم قرن امام خمینی شکل دهند،مفقود خواهدکرد.

به جز بخش طبیعی ماجرا که مربوط به شخصیت جامع و چندوجهی و متعادل امام راحل است که معمولا کمتر درک شده است ؛تقصیر اصلی درباره‌ی فهم حقیقت امام متوجه حوزه‌های علمیه و در گام بعدی دانشگاه‌هاست.

با تاسف باید گفت،وقتی افکار یک متفکر بزرگ و اندیشمند متعالی از سر حسادت و رقابت و خودکم بینی و غفلت در مجامع علمی مورد بسط و نشر قرار نگیرد،پر واضح است که سیاستمداران و کاسبان ماکیاولیست برای نیل به هدف‌شان گفتار و سیره امام را تقطیع و تحریف خواهند نمود و در غیبت اخلاق چهره نورانی امام را لیبرال یا دیکتاتور جلوه می‌دهند.

در این ربع قرن پس از امام اگر اندیشه‌های حضرت روح‌الله در حوزه‌های علمیه شنیده شده بود ، بی‌شک مبنای اجتهادی امام در حوزه ها تحولی در طراز بزرگانی چون علامه حلی‌ ها ایجاد کرده بود و وظیفه اداره جامعه چنان در جان فقه می‌نشست که تاکنون بارها مکاسب‌ها و رسائل‌ها و عروه‌ها با فهم اجتهادی امام بازنویسی و حاشیه نگاری شده بود.

و اگر دانشگاه‌های مقلد و مترجم با دیده‌ی استخراج و فرآورده سازی به تفکر سیاسی او پرداخته بودند و از خود جرات ارائه دیدگاه داشتند،امروز آراء امام در کنار نظریه پردازان سیاست می‌درخشید و فهم او از الهیات آزادی بخش در کتاب‌های توسعه تدریس می‌شد.

که اگر اینگونه بود امروز دعوای جمهوری اسلامی اختلاف علما و روشنفکران درباره حجاب اجباری نمی‌ماند  و بعد از چهل سال از تشکیل نظام دغدغه‌ی ربوی بودن و نبودن بانک‌ها به عنوان بدیهی‌ترین احکام اقتصادی اسلام ذهن‌ها را به خود مشغول نکرده بود.

اما افسوس که امام مورد غفلت دوستان و حسادت  دشمنان قرار گرفت و به همین دلیل میراث سیاسی او بیش از میراث معرفتی و دانشی‌اش مورد توجه قرار گرفته است.

کلید فهم حقیقت امام، غربت زدایی اخلاقی از چهره‌ی معرفتی و دانشی اوست.نگرشی که بتواند مبنای کنشی امام را در فضای اجتهاد حکومتی تبین کند و به اقتضای انقلابی که می خواهد تا قرن ها خمینی کبیر را به عنوان یک اسوه ببنید ، به جای یک سیره ی متفاوت و قابل دستکاری یک دیدگاه قابل فهم و در عین حال مبتنی برای عملکرد امام را نشان دهد.

تبیین اصول امام خمینی(ره) بدون فهمیدن ولایت الهیه فقیه و  فضای توحیدی منطق او ، تعبد و تکلیف مداری بالای او و تحلیل سلوک اخلاق سیاسی او که ناشی از معرفت و حکمت خمینی کبیر است،  امری محال می باشد.کاری که فعلا به صرفه سیاست بازانی که صرفا از شعار امام و تمثال آن عزیز سفر کرده بهره می‌برند،نیست.


ناصر اسماعیل نژاد/مدیر مسئول
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: