يکشنبه ۰۱ اسفند ۱۳۹۵ - 2017 February 19
کد خبر: ۶۵۸۳
تاریخ انتشار: ۲۴ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۶:۲۵
مبانی فرهنگی اقتصاد لیبرالی
دولت برای بی توجهی و پوشاندن مبانی اصیل قانون اساسی، فرهنگ اقتصادی امام راحل و مبانی اصیل اقتصاد مقاومتی، هر لحظه صحنه‌سازی می‌کند که نسخه اقتصاد کینزی و نئوکینزی هم جزء همین صحنه سازی هاست.

به گزارش خبرنگار فرهنگی باشگاه خبرنگاران تسنیم «پویا»؛ همزمان با مطرح شدن اقتصاد مقاومتی به عنوان مدلی بومی و دینی برای الگوی معیشت انسان مسلمان ایرانی، ضرورت مطالعه و مقایسه تطبیقی این الگو با تئوری های اقتصادی التقاطی مطرح در دانشگاه ها و بعضی مراکز تصمیم سازی کشور احساس می شود. این ضرورت در این راستا و جهت است تا مبادا به نام اقتصاد مقاومتی و الگوی معیشت اسلامی، اقتصادهای لیبرالی و ربوی در جامعه متدین ایرانی پیاده شوند و نام اسلام را با اثرات مخرب معیشت ربوی خدشه دار سازند. به همین دلیل گفتگویی با دکتر ابراهیم رزاقی، دکتراى تخصصى توسعه اقتصادى از دانشگاه سوربن پاریس با رویکردی کلان‌نگر و فرهنگ‌محور صورت دادیم تا مبانی فرهنگی اقتصاد لیبرالی مورد بررسی قرار گیرد. این گفتگو را در ذیل ملاحظه می کنید.

چگونگی تاثیر اقتصاد بر فرهنگ

تسنیم: به عنوان سؤال اول، لطفا بفرمایید که تأثیرات اقتصاد بر فرهنگ چگونه و با چه شکلی است؟
دکتر رزاقی: بحث اصلی این است که حرکت انسان بر چه اساسی است؟ انسان بر اساس باورهایش، مبانی ارزشی و فرهنگیش واکنش نشان می دهد. هر کدام از مکاتب اقتصادی، مبانی خاص فرهنگی خودشان را دارند. مثلا فرهنگ روم و یونان قدیم یک فرهنگ برده‌داری بوده و براساس آن فرهنگ، اقتصادشان را اداره می‌کردند. لذا مبانی فرهنگی برای اقتصاد تعیین کننده هستند اما سرمایه‌داری در  این200 سال  گذشته کارهایی کرده که به ظاهر اینگونه جلوه کند که این مبانی، ارتباطی با اقتصاد ندارد و می گویند این اقتصاد و مدل اقتصادی، علمی است و به این بهانه، تأثیر آن فرهنگ را می پوشاند.

سرمایه داری اهدافش را در قالب علم تحمیل می کند

تسنیم: این پوشاندن از طریق گزاره های اقتصاد سنجی و... رقم می خورد.
دکتر رزاقی: دقیقا این ها را به نام و با پوشش علمی تحمیل می کنند در صورتی که این ها ابزارند و این ابزارها را می شود طوری تعیین کرد که صحت هر چه می خواهیم در بیاید.

تسنیم: در واقع این ابزارها و این موارد، تکنیک هایی هستند خنثی!
دکتر رزاقی: بله دقیقا این ها تکنیک هایی هستند که شما می توانید با ضرایب خاص، به نفع خودتان از آن ها استفاده کنید مثلا مبتنی بر یک مبانی، بیکاری یک تعریفی دارد که مثلا کسی که در هفته یک ساعت کار کند پس او بیکار است لذا با یک تکنیکی آمار می گیرند و می گویند که بیکاری در ایران مثلا ٪11 است حال آنکه بیکاری در مبنایی دیگر، تعریفش این است که فردی که کاری ندارد و توان اداره زندگیش را ندارد و... بیکار است حال اگر با این تعریف و مبنا خواستید آمار بگیرید و آن تکنیک ها را بکار ببندید نتیجه تان متفاوت خواهد بود.

تسنیم: آیا این عمل سرمایه داری که مبانی خودش را در پوشش علم، پنهان پی کند، با این هدف است که ارزش های فرهنگیش را جهان شمول کند؟
دکتر رزاقی: دقیقا، اگر بخواهیم یک نگاه کلی کنیم، می بینیم که 2 تا فرهنگ در جهان هست، یک فرهنگ، فرهنگ دینی است(حالا هر دین وحیانی) و دیگری فرهنگ غیر دینی است مثل فرهنگ سرمایه داری، غالبا اینگونه است که فرهنگ دینی، جمع گراست در صورتی که فرهنگ سرمایه داری یک فرهنگ فردگراست و هر فردی فارغ از کشور، خانواده و... فقط منافع و لذات خودش را دنبال می کند و آزاد از هر مبانی است و فقط محدودیت قانونی دارد البته این قانون را هم معمولا طبقه حاکم به نفع خودش و افرادش می نویسد.

کینز چیزی نگفت که کل سرمایه داری را نفی کند

تسنیم: به عنوان سؤال بعدی، یکی از مکاتب اقتصاد سرمایه داری که تأثیرات فرهنگی دارد، مکتب اقتصادی کینزی است، لطفا محورهای کلی این مکتب اقتصادی را تشریح کنید و بفرمایید چه شد که کینز نظراتی داد که برخلاف اقتصاد مرسوم کلاسیک آدام اسمیتی بود؟

دکتر رزاقی: اولا، کینز چیزی نگفت که کل سرمایه داری را نفی کند، چون در واقع از زمان پیدایش اقتصاد سرمایه گرایی و از زمان نگارش کتاب ثروت ملل توسط اسمیت، دقیقا همه اصول اقتصاد سرمایه گرایی دارد اجرا می شود حالا البته با اندکی تغییر و کم و زیاد. مثلا یکی از اصول این اقتصاد، این است که دولت در اقتصاد دخالت نکند و بازار عرضه و تقاضا را آزاد بگذاریم و دست نامرئی بازار است که همه چیز را سامان می دهد و...، خب دلیل اینکه اسمیت این مسائل را به صورت تئوریک درآورد این بوده که انگلستان آن زمان، وضعیتش اینگونه اقتضاء می کرده و در آنجا انقلاب صنعتی و ماشینی صورت گرفته بوده و سود تجارت و مغازه داری و راهزنی و... در نسبت با سود تولید ماشین کمتر بوده و هر سرمایه ای که بوده غالبا به سمت تولید ماشین سوقش می دادند لذا انگلستان در رقابت اقتصادی برنده شد.
در مرحله بعد، اسمیت معتقد بود که در تجارت بین المللی هم کسی دخالت نکند بلکه همه با هم رقابت کنند و هر کسی هم براساس مزیت های نسبی خودش پیشرفت خواهد کرد که خب این ادعا هم دروغ است زیرا که وقتی کشوری صنعتی نشده چه مزیتی غیر از خام فروشی دارد؟ بعد هم اگر یک کشوری یک مقداری از بقیه جلوتر افتاد، خب به این جلو افتادگی و پیشرفتش ادامه خواهد داد و مانع کشورهای دیگر برای پیشرفت خواهد شد.
سپس فردریک لیست آلمانی به عنوان اولین فردی که نظرات اسمیت را زیر سؤال می برد، می گوید که اگر این گفته های اسمیت در مبحث  آزادی عرضه و تقاضا در سطح داخلی و جهانی درست باشد، خب ما(کشور آلمان در زمان فردریک لیست) که هنوز صنعتی نشده ایم و ماشین آلاتمان را از انگلیس وارد می کنیم، پس چه زمانی می‌توانیم با تولیدات انگلیس که هم کیفیتشان بالاتر است به دلیل اینکه زودتر صنعتی شده اند و هم قیمتشان پایین تر است، رقابت کنیم و اقتصاد را به پهنای دقیقش آزاد بگذاریم تا رقابت کنیم و توسعه بیابیم؟ لیست می گوید که باید ابتدا دولت در اقتصاد عمل و دخالت کند آن هم با عنوان منافع ملی. در واقع دولت با رویکرد منافع ملی از تولیدات داخلی دفاع کند و تولیدکنندگان ما در قبال حمایت های دولت کمتر سودببرند و ارزان تر بفروشند و مالیات پرداخت کنند و کارگران ما دنبال حداکثر سود نباشند و... تا نهایتا که ما قدرتمند شدیم، حالا ما می توانیم کم کم در چرخه رقابت قرار بگیریم.
حالا چرا کینز نظرات جدیدی را مطرح کرد؟ چونکه نظرات آدام اسمیت امکان اجرا نداشت. به چه دلیل نظرات او امکان اجرا نداشت؟ به این دلیل که همه در حال تولید بودند و این تولیدات به فروش نمی رسید و به بحران رسیدند.‌ در بین جنگ اول و دوم جهانی، نظریات سوسیالیستی مطرح در میان شوروی ها مورد توجه کارگران دنیا قرار گرفت. سوسیالیسم می گفت که مالکیت فردی نباید وجود داشته باشد بلکه باید مالکیت، دولتی باشد و اقتدار و حاکمیت با کارگران باشد. وقتی در سال 1930_1932 در سرمایه داری بحران پیش آمد، کارگران حاضر نشدند که چیزی را که اسمیت می گفت، پیش بیاید تا از گرسنگی بمیرند و در چنین حالتی کینز نظر جدیدی می‌آورد و می‌گوید که اینکه اسمیت می‌گفت دولت در اقتصاد دخالت نکند نتیجه اش همین بحران بوجود آمده در سرمایه داری می شود لذا دولت باید به اشکال مختلف در اقتصاد دخالت کند که از جمله مهم ترین این اشکال، از طریق بودجه است. خب این وضعیت و گفته کینز چه ارتباطی با وضعیت کشور ما دارد؟

طبقه متوسط شهری یک بخشی از نفوذ است

تسنیم: آیا طبقه متوسط همان طبقه مورد نظر سرمایه داری و لیبرالیسم است؟ وجوه سبک زندگی این طبقه چگونه است؟
رزاقی: بله دقیقا. این طبقه مثل دوره استعمار است که مثلا انگلیسیها به طور مستقیم هند را اداره نمی کردند بلکه یک طبقه‌ای از هندیها را تربیت کردند تا خود آنها خواسته انگلیسیها را محقق کنند. این طبقه شریک نیروی بیگانه هستند و در داخل کاری را می کنند که کشور بیگانه می خواهد. این طبقه یک بخشی از مقوله نفوذ است و این نفوذ از زمان رضا شاه شکل گرفت و از دوره محمدرضا شاه بسیار گسترده شد. این طبقه از حیث فرهنگی منطبق با فرهنگ کشور بیگانه و دشمن است و معمولا این طبقه را در سطح کشور و جهان ارتقا می دهند و به عنوان الگو مطرح می کنند.

اقتصاد کینزی ایران را به استقلال اقتصادی زمان قاجار هم نمی رساند

تسنیم:آیا مدل اقتصاد کینزی، ایران را حتی به استقلال اقتصادی دوره قاجار هم نخواهد رساند؟
رزاقی: غیر ممکن است که بتواند برساند زیرا در آن دوره الگوی مصرف و الگوی تولید داخلی با فرهنگ ملی همسان بودند و این همسانی سبب می شد که مردم با سادگی زندگی کنند و تولید خودشان را مصرف کنند و نسبت به آنچه از خارج می آید احساس بی نیازی کنند و اگر کالایی از خارج می آمد آنچنان گران بود که مردم نمی توانستند آن را مصرف کنند، درست برخلاف وضعیت فعلی.این مسائل اقتصاد کینزی اصلا تطابقی با شرایط جامعه ما ندارد. کینز اگرهم درعمل کاری کرد از طریق منافع ملی و با آن توجیه توانست کاری کند اما امروزه همین منافع ملی توسط بعضی از مردم و حتی خود دولت زیرپا گذاشته می شود. ضمنا آیا این اقتصاد را می خواهند با فرهنگ سرمایه داری لیبرال آمریکایی پیاده کنند؟ به نظر من دولت برای بی توجهی و پوشاندن مبانی اصیل قانون اساسی و فرهنگ اقتصادی امام راحل و مبانی اصیل اقتصاد مقاومتی، هر لحظه دارد صحنه سازی می کند که نسخه اقتصاد کینزی و نئوکینزی هم جزء همین صحنه سازی هاست. باید از دولت در این راستا مطالبه کرد.

تسنیم: آیا اقتصاد کینزی و نئوکینزی الگوی مناسبی برای درمان دردهای اقتصاد فعلی کشور هست؟ اساسا آیا وضعیت فعلی جامعه ما تشابهی با وضعیت کشورهایی که کینز برای آنها نسخه پیچید دارد یا نه؟
رزاقی: در آن دوره زمانی که کینز این مدل را ارائه داد و پیش گرفت، کالا زیاد بود، اشتغال کم بود و این مسئله به این دلیل اتفاق افتاده بود که تولید زیاد رخ داده بود و بیکاری اجازه نمی داد که تولیدات و کالاها خریداری شوند اما در ایران فعلی، رکد و بیکاری به این دلیل نیست که تولیدات کارخانه ها در انبارهایشان مانده است و... بلکه کالاها با قیمت یک سوم از خارج وارد می شوند. ما به جای اینکه نرخ دلار را افزایش دهیم تا کلای خارجی گران شود و به تولیدکننده کمک شود، میرویم سراغ مدل کارهای عمرانی در اقتصاد کینزی که چه شود؟ آیا با این وضعیت، این مدل، کاهش بیکاری را در پی خواهد داشت؟

اقتصاد کینزی آغشته به جوهر رباست

تسنیم: به عنوان آخرین سوال، از حیث مبانی، وجوه اختلاف اقتصاد کینزی با اقتصاد مقاومتی چیست؟
رزاقی: مبانی اقتصاد کینز همان مبانی آدام اسمیت است و دین در آن مطرح نیست و هرکس به دنبال سود خودش است و آغشته به جوهر رباست. فردگرایی در آن مطرح است اما تفاوت عمده آن 2 در عرصه تاکتیکی است که کینز می گوید دولت در اقتصاد دخالت کند به صورت موقت اما آدام اسمیت می گوید دولت نباید دخالت کند. منتهی در مبانی اقتصاد جمهوری اسلامی ایران، ابتدا گفته می شود که اقتصاد هدف نیست و وسیله است برای اینکه به خدا اعتقاد دارد و به دنبال ارتقاء انسان و نزدیکی به خداست. مبانی اقتصاد ما، برخلاف اقتصاد سوسیالیستی که سراسر دولتی است و برخلاف اقتصاد لیبرالی که خصوصی است، دارای 3 بخش دولتی، خصوصی و تعاونی است. در مبانی ما، اقتصاد برای تظهیر و تزکیه انسان است و منافعش را در جمع می بیند نه در فرد.
مطالب مرتبط
نام:
ایمیل:
* نظر: